گل دیگه نمیزارم لای کتابت
بدون تو باختی
پس خیلی پستی
چون رفتی دل به غریبه بستی
من دیگه خستم از این که دستم
بخوام که تو دستای تو باشه
بگو مگه آخه گناه کرده بودم
که این طوری باید بسوزم
آره پشیمونم چون نمیدونم
چرا فریب حرفاتو خوردم
اما بدون هر چی که بوده
من دیگه کاملا از یاد بردم
من واسه عشقت بودم یه مجنون
دوستت داشتم از دل و از جون
قلبم شده بود خونه ی غمهات
مرحم من بودم واسه ی همه دردات
اما تو رفتی اینا رو نخواستی
که رو همه حرفات پا گذاشتی
دیگه مهم نیست تقدیر این بود
تو لیاقت این عشقو نداشتی
بگو که جرم من چی بود
که قلبمو آتیش زدی
نخوندی حرف دلمو
تو از جدایی دم زدی
بگو آخه برای چی
سوزوندی خاطراتمو
عشقمو روندی از سرم
به لب رسوندی جونمو
عشقم رفته قلبم مرده
این واسه من یه دستی شد که
دیگه ساده دل نبندم هیچ وقت
چون که هیچ کس نمی مونه پیشم
دلتنگم واسه لطافت دستات
دلسردم کردی تو با حرفات
دلسنگم کردی تو با کارات
عشقو ندیدم هیچ وقت توی چشمات
میشدم آروم هر وقت زیره بارون
با تو راه میرفتم تو خیابون
میخوردم حسرت که چرا هر شب
به یاد عشقت میشد چشمام تر
موقع اشکات سرت میشونم
بود و میگفتی که پیشت میمونم
گفتی بی تو من نمیتونم
یک لحظه تو این دنیا بمونم
اما این عشق زود به باد رفت
روزگار خوشیمو برد و به خاک رفت
هیچی نمونده جز گلای پر پر
تو کل دنیا نیست از تو پست تر
من دیگه اصلا خستمو بستم
درای عشقو به روی قلبم
هر جند یادگاری نمونده
از تو به جز قلب شکستم
البته اکثر آدما پست اند
نیستن لایق واسه دل بستن
همه حرفات بود دروغ از سر
حالا غروب رسید و پس شب
در انتظار این عشق تاره
دفتر عشق ما شده پاره
تموم عکسات سوخته و دود شد
تموم خاطرات دیگه نابود شد
خاکستره این عشق ناپاک
همون بهتر که رفته زیره خاک
همون بهتر که رفته
همون بهتر که رفته
